...با هر بار تازه سازي(رفرش) صفحه يك مطلب به صورت تصادفي بارگذاري خواهد شد

موزه چراگاه


موزه چراگاه 


به ترتیب دور کمر
مسعود
آدمی ( ؟ ) متشکل از دوایر مختلف شعاعی که روی هم قرار گرفته اند ( دایره کوچک تر بالا قرار دارد ) و برای اینکه دایره بزرگتر روی زمین نباشد یک جفت کفش زیر آن متصور شوید .دستها را فقط موقع راه رفتن می توان دید یا بهتر ، فهمید ، چون کیف را نگه می دارند .صورت هم که توی مقادیری محاسن گم شده است شاید هم محاصن البته معایب هم که جایی ندارند .
ولی از لپهایش می توان فهمید خودش است .خوراک پیاده روی مسعود سرازیری است و در سر بالایی همیشه از یک آجر استفاده می کند که دیدن این آجر کار هر کس نیست چون توی کیفی که دستش می گیرد قرار دارد .اصولا به علت داشتن شمایل دایره ای ، دل مسعود گوشه ندارد .و البته تنها طبل دنیاست که اگر سیخش بزنی صدای تو خالی نمی دهد !!

 آقا جعفر
از آنجایی به ایشان می گویند عمو جعفر حرف زدن در موردشان سخت می باشد و خطر ناک نیست . چون آقا  جعفر یا آقا عمو جعفر فیلم های زیادی از کیمیایی دیده اند و فیلم های  او را زیاد دیده اند لذا دور از ذهن نیست که مثلا از یک جایشان " یک ضامن دار ان قدی " در آورند پس آقا جعفر خوش تیپ می باشد . خوش گل می باشد . البته ایشان به راحتی ماچ نمی دهند گویا صاحب پیدا کرده و از دیروز هم توی قرنطینه بوده است . و اینکه عمو جعفر حرف ندارد .

مجتبی
نی قلیان را متصور شوید که یک کله روی آن قرار دارد . البته اگر کنار مسعود باستد شما را یاد چاق و لاغر می اندازند با این فرق که مقداری انحنای چاق را زیاد و  قطر استوانه را کم کنید و در این حالت بجز سر و پاهای مجتبی چیزی دیده نمی شود و بقیه تصویر مسعود می باشد .شمایل مجتبی تا اطلاع ثانوی دیدن ندارد البته پیش خودمان بماند قبلا هم تعریفی نداشت . به لحاظ مقدمه چینی او برای پنا هندگی به گشور عزیز افغانستان چیزی جز مو تو ی صورت مجتبی وجود ندارد .
به مجتبی  پیشنهاد کار در ماکت برج میلاد شد که جای برج میلاد بایستد اما به علت قطر کم و شدت باد انصراف داد .

توضیحات :

بقیه بچه ها چون ممکنه زندگی شون از هم بپاشه و یا از بیمارستان سر در بیاریم پس برای مهدی و احسان و امین خودتون سوت بزنین .